امروز فهمیدم که بچه ها و پنگوئن ها یک هس مشترک رو در من بیدار می کنن
۲ دی ۱۳۹۰
لاین آو دیفنس
یه آهنگایی هست که وقتی گوششون می دی
یجور دیگه را می ری
یجور دیگه خیابونو رد میشی
یجور دیگه از رو جوب می پری
یجوری که انگار تو اون لهزات
اگه پاتو بزاری رو مین
تو چیزیت نمی شه
چون هرچی که بیرون هدفون هستش
برای آدمهای بیرون هدفونه
و هرچی که توی هدفونه برای تو
۱۶ آبان ۱۳۹۰
۹ آبان ۱۳۹۰
ایتس بتر تو استند اینساید ون ایتس رینینگ
یه قهرمان سرخورده ای تو وجودم هست
که اسلههء مورد الاقش رو انگاری بهش ندادن
وگرنه اگه فنر چترها رو یکم قوی تر می ساختن
تاهالا دنیا رو اوز کرده بود
۲۰ مرداد ۱۳۹۰
۳۰ بهمن ۱۳۸۹
۲۵ دی ۱۳۸۹
۲۳ دی ۱۳۸۹
ناسیونالیزم
یه خیارشور باهالی افتاده بود رو زمین،
تقاتع ناهید و یه کوچهء دیگه پایین اباس آباد
میخام ببینم چی سرش میاد
واسه ایران موندن انگیزه پیدا کردم
۱۴ دی ۱۳۸۹
پراید اند پرجودیس
به میز گوشهء اتاقش نگاه می کرد
همون میزی که وقتی 22 سالش بود خودش ساخته بود
که موقع ساختنش شلوار جین کثیف و رکابی سفید تنش کرده بود
که هین ساختنش پس گردنش از آفتاب قرمز شده بود
ارق ریخته بود
وقتی با چکش میخ ها رو بهش می کوبید، زیر چشمی ازلات خودش رو نگاه کرده بود
کنارش اهساس جیمز دین بودن کرده بود
هین ساختنش دختری آشقش شده بود
وقتی سیقلش می داد و آواز می خوند، دخترک روش نشسته بود و بهش گفته بود که سداش مسل ویگن بود
روش معاشقه کرده بود
همون میز که الآن 55 سال از عمرش می گزشت
و هنوز همون میز بود
هر وقت هواپیمایی سقوت می کرد
پیر مرد به میزش نگاه می کرد
و لبخند میزد
۴ دی ۱۳۸۹
۲۸ آذر ۱۳۸۹
گادز ماست بی کریزی
جلو ساعت پروازم نوشته ab3
تو گوگل Airbus ab3 رو سرچ کردم
اولین عکسی که آورده یه هواپیماهس که خورده تو دیوار
۲۱ آذر ۱۳۸۹
۸ آذر ۱۳۸۹
۲۹ آبان ۱۳۸۹
تیست آو سان
چند وقت زیادی بود که مرخسی نگرفته بودم
امروز که نرفتم سر کار، اهساس این خوناشاما رو داشتم
که یادشون نمی یاد تو روشنایی روز بیرون بودن چه هسی داره
۱۷ آبان ۱۳۸۹
ایت کود هو بین ورس، اور کود ایت؟
- باهاش سهبت کردی؟
- زنگ زدم هی قتع و وسل می شد، نشد سهبت کنیم
- بهت نگفته بودم که لکنت داره؟!
۲۴ مهر ۱۳۸۹
۲۳ مهر ۱۳۸۹
۲۲ مهر ۱۳۸۹
۱۷ مهر ۱۳۸۹
این شرلوک هلمزز شوز
یه استودیو ای هست
سمت لارستان اینا
قبل اینکه از ایران بری
میری اونجا
با یه سری در و داف رنگ و رو رفته که انگار تو پارتیه بلاد خارجه هستن اکس میگیری
بعد میدی روتوش
بعد همچین که داری اینور سوار هواپیما میشی
یه نفری که بهش پول دادی اکسهارو با یه زمانبندی خاسی آپلود می کنه تو فیس بوک
که وقتی اونور پیاده میشی 5 دقیقس که آپلود شده و بقیه پول رو میگیرن
۱۵ مهر ۱۳۸۹
۲ مهر ۱۳۸۹
۲۷ شهریور ۱۳۸۹
دیز آر هارد دیز دیز دیز
در خونه رو که باز کردم دیدم تفنگ جدم با یه مشت گلوله رو میزه
سه سناریو به زهنم رسید
که هرسه منتهی به زرف شستن من می شد
برگشتم عقب و در رو بستم
اشتراک در:
پستها (Atom)